ادم سمی

خرید بک لینک

خستم خیلی زیاد

تنها ترینم 

تنها با تمام وجودم حس میکنم 

دلم بیشتر لز هميشه مرگ میخواد

از خدا کمک نمیخوام 

نیستش 

منو تنها گذاشته 

این روزا سوالم اینه که آیا هست 

به کدامین گناه هر روز باید این شکنجه روحی ادامه داشته باشه 

تا کی 

نمیدونم چرا خودم نمیکشم 

میدونم یه چند دلیل شاید هم بهونه...

عذاب وجدان میگیرم کسی جنازه منو پیدا کنه ...

این صحنه ی نیست  که از یاد کسی ببه 

من هنوزم یاد جنازه خالم میوفتم حالم بد میشه 

اون بو اون چهره ...

دلم میخواست جسارت مردن داشتم 

همش میگم اگه زنده بمونم ..اگه معلول شم ..اکه نتونم برای بار دوم خودم بکشم 

اگه برم اون دنیا دوبار برگردونن منو این دنیا 

احساس میکنم دنیا زندانی ست پر از شکنجه 

ما هم زندانیان شکنجه دیده...

راه فراری نداریم ...تا تهش باید بمونیم 

تو اینستا یه ویدیو هست از سحر دولتشاهی میپرسه چی خوشحالت میکنه میگه خواب ....

منو ولی فقط مرگ خوشحال میکنه 

روزای که خیلی خشمگین و غمگینم فقط به آرامش بعد مرگ فکر میگنم 

اینکه دیگه نگران آینده نیستی تلاش نمیکنی گذشته فراموش کنی 

ديگه مسولیتی نداری...

رها میشی از هر حسی ..خشم نفرت عذاب وجدان حس کم بدون و مهم ترینش تنهایی 

نمیدونم کی ولی مطمئنم به زودی خواهم مرد 

اگه این متن میخونه کسي خواهش میکنم ازش 

برام دعا کنه به خواستم برسم ....

خستممم

حرفای من لعنتی!...

ما را در سایت حرفای من لعنتی! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 4 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 5:25

صفحه بندی